ملاصدرا می گوید: خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان، اما به قدر فهم تو کوچک می شود و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود، یتیمان را پدر می شود و مادر، محتاجان برادری را برادر می شود، عقیمان را طفل می شود، ناامیدان را امید می شود، گمگشتگان را راه می شود، در تاریکی ماندگان را نور می شود، رزمندگان را شمشیر می شود، پیران را عصا می شود، محتاجان به عشق را عشق می شود، خداوند همه چیز می شود همه کس را... به شرط اعتقاد، به شرط پاکی دل، به شرط طهارت روح، به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها... چنین کنید تا ببینید چگونه
بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند، در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند.
مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟؟؟
"آیا خدا برای بنده خویش کافی نیست؟"
خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن
که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است . . .

مردى زنش را به خدمت حضرت فاطمه عليهاالسلام فرستاده و اين پرسش را سؤال نمود: «آيا من از شيعيان شما هستم يا نه؟»
حضرت جواب داد: «اگر تو به دستورات و گفتههاى ما عمل مىكنى و از آنچه تو را ممنوع كردهايم ترك مىنمايى، شيعه ما هستى وگرنه، نه.(1)»
زن چون اين پيام را به شوهرش رسانيد، او شروع به گريه و ناله كرد و گفت: چه كسى از اين همه گناهان دورى مىكند؟ من كه چنين نيستم. بنابراين هميشه در آتش جهنم خواهم بود زيرا كسى كه شيعه اهلبيت نباشد طعمه ابدى آتش قهر خدا خواهد بود. (2)
زن، چون مرد خود را بسيار پريشان ديد، دوباره به خدمت فاطمه عليهاالسلام برگشته و واكنش شوهرش را در برابر جواب آن حضرت، به اطلاع بىبى رسانيد. فاطمه عليهاالسلام دوباره پيغام داد: به او بگو چنين فكر نكن، شيعيان ما از بهترين افراد اهل بهشت خواهند بود و دوستان ما نيز كه به مقام شيعه بودن نمىرسند، هميشه در آتش دوزخ نخواهند بود. گناهان آنان در اثر گرفتارى به بلاها و بيماريها در دنيا محو مىشود. بقاياى گناهانشان نيز در عرصهى محشر- در اثر ترس و وحشت از آن صحنه- كم مىگردد و سپس در طبقات بالاى آتش جهنم نيز با عذاب محدود الهى پاك مىشوند، آنگاه با محبت و شفاعت ما نجات پيدا مىكنند. (3)
پی نوشت ها
1ـ ان كنت تعمل بما امرناك و تنهى عمّا زجرناك عنه فانت من شيعتنا و الا فلا.»
2ـ يا ويلى و من ينفك من الذنوب والخطايا، فانا اذا خالد فى النار، فانّ من ليس من شيعتهم فهو مخلد فى النّار.
3ـ بحارالانوار، ج 68، ص 155.
پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: هیچ کسی به سیمای پدر و مادرش نگاه محبت آمیز نمی کند، مگر اینکه خداوند متعال در مقابل هر نگاه او ثواب یک حج قبول شده به وی عطا می کند.
زهــرا کــه گــل سر سـبـد آل عـبـاسـت انــوار خــدایــی زِ جـمـالــش پــیــداسـت
در قـدر و جـلالـتـش چـه گـویـم زیـن بـِه زهـراست مـحـمـد و مـحـمـد زهــراسـت
امام صادق(ع)می فرمایند: اگر دوست داری خداوند عمرت را زیاد کند پدر و مادرت را خوشحال کن.
عـالـم ز فــروغ احـمــدی لـبـریـــز اسـت
از جـلـوه حــیِ سـرمـدی لـبـریــز اسـت
مـیـلــاد بــتــول اسـت و فـضـای مـکـــه
از عـطــر گــل مـحـمــدی لـبـریــز اسـت
بـر چرخ عـفـاف نـور سـرمـد زهــراسـت محبوبه حـق، دخـتـر احـمــد زهـراسـت
خـاتـون قـیـامـت است و بـانوی بهشت ســر سلـسـلـه آل مـحـمــد زهـراسـت
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مؤمنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد.
بـــر آیـــنـــه ی جــمـــال داور صــلــوات
بـــر آبـــــروی آل پــیــمــبــــر صــلـــوات
بـر فـاطـمـه ای که شد به شأنش نازل
از سـوی خـــدا ســوره کــوثــر صـلـوات
نه …………. برای مادرت یک کاری بکن
فردا نه
… چند ساعت بعد هم نه
… چند ثانبه دیگر هم نه…
… همین الان
…… برای مادرت یک کاری بکن
اگر زنده است دستش را
اگر به آسمان رفته است … قبرش را ….
اگر پیشت نیست … یادش را ….
اگر قهری … چهره اش را ….
اگر آشتی هستی پایش را …
ببوس …….

آن شب زمین مکه بر خود ناز می کرد
با ناز خود درهای رحمت باز می کرد
آن شب حرم سر تا قدم حق را هدف بود
گویای تکبیر بلال از هر طرف بود
آن شب شفق در باغ دلها لاله می کاشت
آن را به عشق یار هجده ساله می کاشت
آن شب سحر سجاده ی دل باز می کرد
قامت به قد قامت، مودّت ساز می کرد
آن شب فلق شعر گل مهتاب می خواند
از بهر غم، شادی، حدیث خواب می خواند
آن شب سپیده جامه بر تن چاک می کرد
گرد ملال از روی احمد پاک می کرد
آن شب زمان چرخ و فلک را تاب می کرد
کلک قضا لوح قدر را آب می داد
آن شب زمین آبستن شور و شعف بود
غواص دل آماده ی صید صدف بود
آن شب منا شعر مبارکباد می خواند
زیبا سرود آن شب میلاد می خواند

بقیه مطلب در لینک زیر:
ادامه مطلب
خودت قضاوت کن: آیا منتظری؟؟!!
فرض کن حضرت مهدی به تو ظاهر گردد
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیدهی صاحب نظری؟
خانهات لایق او هست که میهمان گردد؟
لقمهات در خور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت
داری آن قدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟
با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران
میتوان گفت تو را شیعهی اثناعشری؟
منبع: /http://dizane.blogfa.com

در سینه ام ز دوری تو غیر آه نیست
ما را به غیر سایه ات آقا پناه نیست
وقتی که هست جلوه ی خورشیدی شما
اصلاَ مجال جلوه انوار ماه نیست
ای سینه زن ترین غم مادرت، بیا
این انتظار سینه ما که گناه نیست
امشب بیا و درد دلت را به من بگو
گرچه دلم به سنگ صبوری چاه نیست
ای روضه خوان پهلوی مادر نگاه کن
اشک دل است می چکد اشک نگاه نیست
آقا بیخش! روز دگر حرف می زنم
امروز حال مادرتان روبه راه نیست
